گل پسر... قند عسل
به نام خدا... بردیای از گل بهترم.. انقدر گلی که نمیدونم چطوری خدا رو به خاطر خلقتت شاکر باشم... چقدر بوست کنم و بغلت کنم تا سیر بشم... مگه میشم؟؟؟ عمراااا از کجا یاد گرفت که وقتی آب میریزی روی زمین بدو بدو بری از توی کشو یه دستمال بیاری و با هن و هون آب ریخته رو پاک کنی؟؟؟؟؟ از کجا یاد گرفتی که قبل از دست زدن به هر چیز ممنوعه با نگاهت ازم اجازه بگیری؟؟؟ یا بعد از خراب کاری سر به زیر بشی و منتظر لبخند و آشتی با من بمونی؟؟؟ یا به قول خودت( آتی...بوس ) ... توی تمام دید و باز دیدهای ایام عید هیچ خراب کاری ازت ندیدم...(به جز خونه ی دایی سعید اینا که به خاطر گل روی نی نی تو راهی...
نویسنده :
مامان نسرین
0:42










